مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1068

طب اكبرى ( فارسى )

خود به خود همىآمده باشد ، بىتكلّف بازندارند ؛ خاصه اندر ابتدا مگر آنكه از افراط خوف ضعف باشد يا خشكى پديد آيد و جهت حبس او شربت پودينه مناسب است و تليين طبع اندر ابتدا به جز گلقند و سكنجبين نشايد امّا اگر قوت قوى و طبع قبض بود و يك هفته گذشته باشد ، هر شب دواء التربد « 1 » دادن به غايت مفيد است اگرچه اثر نضج ظاهر نيامده باشد . و هر شب كه دواء التربد دهند ، بايد كه صباح آن پنج درم گلقند خورانند و بر اثر آن ده درم سكنجبين عسلى نوشانند امّا اگر طبيعت هر روز دو بار به فراغت اجابت مىكرده باشد ، اين دوا نتوان داد . ديگر قانون [ ها را ] كه در شطر الغبّ مذكور شد مرعى دارند و تا چهارده روز نگذرد ، سكنجبين بزورى و قرص گل « 2 » نبايد داد . [ 1394 ] فايده : اگر بول درين تب غليظ و رنگين بود و مانعى نباشد ، فصد شايد كرد و به حسب نوع بلغم ، ادويه و اغذيه اختيار بايد نمود ؛ مثلا اگر مادهء تب بلغم شور بود ، چيزهاى گرم ندهند بلكه به ادويهء بارد ممزوج سازند چنان‌چه غلبهء برودت را باشد ؛ زيرا كه بلغم شور در حكم صفراست . و اگر بلغم شيرين بود ، چيزهاى كه در گرمى و لطافت معتدل باشد بفرمايند چون گلقند با سكنجبين ساده سرشته و مانند آن . و اگر بلغم ترش يا زجاجى بود ، چيزهاى قوىتر و گرمتر و لطيف‌كننده‌تر خوردن امر نمايند چون فلافلى و كمونى و مانند آن و در اسهال و ادرار همين قانون به خاطر دارند . و بدانند كه گرسنگى و رياضت نفع دارد و پس از انحطاط ، استحمام سودمند است . غذا درين تب اگر ماده بلغم شور بود ، هرچه به غبّ به كار آيد بايد فرمود و الّا حمصيّه [ يعنى نخوداب ] و زيرباج و كشكاب نخود نيم كوفته و ماش مقشر كه با زيره و گندنا و شبت پخته باشد ؛ خصوصا اگر بلغم حامض لزج بود . و اگر غذا قويتر خواهند ،

--> - الزريره ، هريك پنج درم ؛ زعفران ، يك درم ، جمله را بكوبند و به آب مرزنگوش و نمام بسرشند و گرم كرده بر فم معده نهند . ( 1 ) . صفت دواء التربد : تربد سپيد موصوف [ يعنى مجوّف مدبّر ] ، ده درم ؛ زنجبيل و مصطكى ، هر يك پنج درم ؛ قند ، هم چند مجموع . شربت ، هر شب يك مثقال به طريقى كه بالا ذكر شد . ( 2 ) . صفت قرص گل كه اندر تبهاى كهن كه سخت بلرزاند و پشت پاى و روى ورم كند سود دهد : انيسون ، چهار درم ؛ ساذج هندى ، اسارون ، افسنتين ، سنبل و مغز بادام تلخ ، هريك سه درم ؛ صبر ، چهار درم ؛ عصارهء غافث ، سه درم ؛ تخم كرفس ، يك درم ؛ كوفته و بيخته به آب كرفس بسرشند و اقراص سازند و در آب باديان و سكنجبين بدهند .